در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قرار گرفته یا رخ داده در داخل چشم.
Located or occurring within the eye.
«جراحی یک عمل داخل چشمی بود.»
“The surgery was an intraocular procedure.”
«لنزهای داخل چشمی بعد از جراحی آب مروارید بینایی را بهبود میبخشند.»
“Intraocular lenses improve vision after cataract surgery.”