invincibly

in·vin·ci·bly/ɪnˈvɪnsəbli/
in-not / negationvincibleable to be conquered-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): invincibleposition (جایگاه): end

قید — به طور شکست‌ناپذیر

به طور شکست‌ناپذیربه شکل غیر قابل مغلوب شدن

به طریقی که شکست‌ناپذیر یا غیرقابل غلبه باشد.

In a way that cannot be defeated or overcome.

«او باوجود تمام مشکلات به طور شکست‌ناپذیر جنگید.»

She fought invincibly despite all odds.

«قلعه به طور غیرقابل مغلوب شدن در برابر محاصره ایستاد.»

The castle stood invincibly against the siege.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000