ipso

ip·so/ˈɪp.soʊ/
adverb (قید)formal

قید — خودِ آن

خودِ آنذاتاً

بر اساس همان واقعیت یا عمل؛ به خودی خود؛ ذاتاً.

By that very fact or act; by itself; inherently.

«این بیان به خودی خود درست است.»

The statement is ipso facto true.

«او ذاتاً به دلیل موقعیتش رهبر گروه است.»

He is ipso the leader of the group by his position.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000