iranian

i·ra·ni·an/ɪˈreɪniən/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Iraniansuperlative (عالی): most Iranian

صفت — ایرانی

ایرانی

مربوط به ایران، مردم، فرهنگ یا زبان آن.

Relating to Iran, its people, culture, or language.

«غذاهای ایرانی به طعم‌های غنی‌شان شناخته می‌شوند.»

Iranian cuisine is known for its rich flavors.

«او یک هنرمند ایرانی است که در اروپا زندگی می‌کند.»

She is an Iranian artist living in Europe.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Iranians

اسم — ایرانی

ایرانی

فردی که اهل ایران است.

A person from Iran.

«بسیاری از ایرانیان نوروز را جشن می‌گیرند.»

Many Iranians celebrate Nowruz.

«ایرانی در کنفرانس تهران شرکت کرد.»

The Iranian attended the conference in Tehran.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000