در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به ایران، مردم، فرهنگ یا زبان آن.
Relating to Iran, its people, culture, or language.
«غذاهای ایرانی به طعمهای غنیشان شناخته میشوند.»
“Iranian cuisine is known for its rich flavors.”
«او یک هنرمند ایرانی است که در اروپا زندگی میکند.»
“She is an Iranian artist living in Europe.”
فردی که اهل ایران است.
A person from Iran.
«بسیاری از ایرانیان نوروز را جشن میگیرند.»
“Many Iranians celebrate Nowruz.”
«ایرانی در کنفرانس تهران شرکت کرد.»
“The Iranian attended the conference in Tehran.”