iron

/ˈaɪərn/
1noun (اسم)common

اسم — آهن

آهن

فلزی محکم و سخت که در ابزار، ساخت‌وساز و ماشین‌آلات استفاده می‌شود.

A strong, hard metal used in tools, construction, and machinery.

«پل از آهن ساخته شده است.»

The bridge is made of iron.

«آهن مغناطیسی است.»

Iron is magnetic.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): ironedpast participle (مفعولی): ironed-ing (حال): ironing3rd (سوم): irons

فعل — اتو کردن

اتو کردن

لباس‌ها را با وسیله‌ای داغ صاف کردن.

To smooth clothes by pressing them with a heated tool.

«او قبل از جلسه پیراهنش را اتو کرد.»

She ironed her shirt before the meeting.

«باید شلوارم را اتو کنم.»

I need to iron my pants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pressصاف کردن

به طور مترادف با iron برای صاف کردن لباس‌ها استفاده می‌شود.

Used synonymously with iron for smoothing clothes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000