irk

/ɜːk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): irkedpast participle (مفعولی): irked-ing (حال): irking3rd (سوم): irks

فعل — آزردن

آزردنرنجاندن

کسی را آزار دادن یا عصبی کردن.

To annoy or irritate someone.

«وقتی مردم دیر می‌کنند واقعاً آزرده می‌شوم.»

It really irks me when people are late.

«سر و صدای ساخت و ساز همسایه‌ها را رنجانده است.»

The noise from construction irks the neighbors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
annoyآزار دادن

متداول. واژه عمومی برای ایجاد ناراحتی یا اذیت خفیف.

Common. General term for causing mild irritation or displeasure.

botherمزاحم شدن

غیررسمی. مشابه annoy ولی گاه کمتر شدید.

Informal. Similar to annoy but sometimes less intense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000