در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک شگرد ادبی یا بلاغی، موقعیت، یا نتیجهای که در آن تضادی بین آنچه بیان میشود و آنچه واقعاً منظور است، یا بین آنچه انتظار میرود اتفاق بیفتد و آنچه واقعاً رخ میدهد وجود دارد.
A literary or rhetorical device, situation, or result in which there is a contrast between what is stated and what is really meant, or between what is expected to happen and what actually happens.
«کنایه اینجاست که ایستگاه آتشنشانی خودش سوخت.»
“The irony is that the fire station burned down.”
«او از کنایه ظریف در صدای او قدردانی کرد.»
“She appreciated the subtle irony in his voice.”
روزمره. شبیه به 'irony' است اما همیشه با قصد تمسخر یا جریحهدار کردن احساسات کسی است. 'Irony' میتواند ناخواسته یا صرفاً مشاهدهای باشد، بدون بدخواهی. 'سخنان طعنهآمیز او به احساساتش آسیب رساند' درست است، اما 'سخنان کنایهآمیز او به احساساتش آسیب رساند' به کنایهای کمتر مستقیم یا احتمالاً ناخواسته اشاره دارد.
Everyday. Similar to 'irony' but always intended to mock or wound someone's feelings. 'Irony' can be unintentional or simply observational, without malice. 'His sarcastic remark hurt her feelings' works, but 'His ironic remark hurt her feelings' implies a less direct or possibly unintentional jab.
رسمی/فنی. گزارهای که با وجود استدلال صحیح (یا ظاهراً صحیح) از مقدمات قابل قبول، به نتیجهای میانجامد که بیمعنا، منطقاً غیرقابل قبول یا خودمتناقض به نظر میرسد. در حالی که یک پارادوکس میتواند کنایهآمیز باشد، 'irony' گستردهتر است و اغلب موقعیتی است. 'این یک تناقض است که نور میتواند هم موج باشد و هم ذره' درست است، اما 'این یک کنایه است که نور میتواند هم موج باشد و هم ذره' به طور کامل با معنای اصلی مطابقت ندارد.
Formal/technical. A statement that, despite sound (or apparently sound) reasoning from acceptable premises, leads to a conclusion that seems senseless, logically unacceptable, or self-contradictory. While a paradox can be ironic, 'irony' is broader and often situational. 'It's a paradox that light can be both a wave and a particle' works, but 'It's an irony that light can be both a wave and a particle' doesn't quite fit the primary meaning.