ischemic

is·che·mic/ɪˈskiːmɪk/
isch(e)-to hold back, restrain-emicrelating to blood or blood condition
adjective (صفت)technical

صفت — ایسکمیک

ایسکمیکمربوط به کمبود خون

مربوط به محدود شدن جریان خون به بافت‌ها که باعث کمبود اکسیژن می‌شود.

Relating to the restriction of blood supply to tissues, causing a shortage of oxygen.

«بیماری قلبی ایسکمیک بسیاری از مردم را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

Ischemic heart disease affects many people worldwide.

«او سال گذشته سکته ایسکمیک داشت.»

She suffered an ischemic stroke last year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000