در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به اسلام، اصول آن یا پیروانش؛ ویژگیهای اسلامی.
Relating to or characteristic of Islam, its principles, or its followers.
«هنر اسلامی اغلب دارای الگوهای هندسی پیچیده است.»
“Islamic art often features intricate geometric patterns.”
«بسیاری از کشورها عمدتاً جمعیت اسلامی دارند.»
“Many countries have a predominantly Islamic population.”
متداول. 'مسلمان' در درجه اول به پیرو اسلام اطلاق میشود، اما میتواند به صورت وصفی نیز برای توصیف چیزهای مربوط به مسلمانان استفاده شود، اغلب با ظرافت 'متعلق به مسلمانان' به جای 'مربوط به اسلام'. 'کشورهای مسلمان' در مقابل 'قانون اسلامی'.
Common. 'Muslim' primarily refers to a follower of Islam, but can also be used adjectivally to describe things related to Muslims, often with a nuance of 'of or belonging to Muslims' rather than 'of Islam'. 'Muslim countries' vs. 'Islamic law'.