در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی تفنگ شکاری آلمانی.
A type of German hunting rifle.
«شکارچی یک تفنگ شکاری ژاگر حمل میکرد.»
“The hunter carried a jager rifle.”
«تفنگهای ژاگر به دقت خود معروف هستند.»
“Jager rifles are known for their precision.”
عضو یک واحد پیادهنظام سبک آلمانی یا اتریشی.
A member of a German or Austrian light infantry unit.
«ژاگرها از میان جنگل پیشروی کردند.»
“The jagers advanced through the forest.”
«از نظر تاریخی، ژاگرها تیراندازان ماهری بودند.»
“Historically, jagers were skilled marksmen.”
نوعی پرنده دریایی، که با نام اسکوا نیز شناخته میشود و اغلب مهاجم و درنده است.
A type of seabird, also known as a skua, often aggressive and predatory.
«یک ژاگر برای قاپیدن ماهی به پایین شیرجه زد.»
“A jager swooped down to snatch a fish.”
«ژاگرها پرندگان قوی و درندهای هستند.»
“Jagers are strong, predatory birds.”