jell

/dʒɛl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): jelledpast participle (مفعولی): jelled-ing (حال): jelling3rd (سوم): jells

فعل — ژله‌ای شدن

ژله‌ای شدنشکل گرفتن

واضح شدن، شکل گرفتن یا سفت شدن مانند ژله.

To become clear, take shape, or become firm like jelly.

«مخلوط بعد از خنک شدن شروع به ژله‌ای شدن کرد.»

The mixture began to jell after cooling.

«برنامه‌هایشان به یک استراتژی واضح شکل گرفت.»

Their plans jelled into a clear strategy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
setسفت شدن

رایج. به معنای سفت یا جامد شدن، اغلب برای ژل‌ها یا مخلوط‌ها استفاده می‌شود.

Common. Means to become firm or solid, often used for gels or mixtures.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000