jibe

/dʒaɪb/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): jibedpast participle (مفعولی): jibed-ing (حال): jibing3rd (سوم): jibes

فعل — همخوانی داشتن

همخوانی داشتنسازگار بودن

همخوانی داشتن یا هماهنگ بودن با چیزی.

To be in agreement or accord with something.

«داستان او با مدارک مطابقت ندارد.»

His story doesn’t jibe with the evidence.

«دیدگاه‌هایشان در این موضوع کاملاً همخوان است.»

Their views jibe perfectly on this issue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreeموافق بودن

رایج است و زمانی که نظرات با هم هماهنگ باشند جایگزین می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to ideas or statements matching each other.

متضادها
2verb (فعل)technicalpast (گذشته): jibedpast participle (مفعولی): jibed-ing (حال): jibing3rd (سوم): jibes

فعل — تغییر جهت بادبان

تغییر جهت بادبان

تغییر جهت وزر گل کشتی بادبانی از یک طرف به طرف دیگر پشت باد.

To shift a sailing boat’s boom from one side to the other by turning the stern through the wind.

«ملوان جهت کشتی را تغییر داد.»

The sailor jibed the boat to change direction.

«در بادهای شدید تغییر جهت بادبان نیاز به مهارت دارد.»

Jibing in strong winds requires skill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000