kabob

ka·bob/kəˈboʊb/
noun (اسم)commonplural (جمع): kabobs

اسم — کباب

کبابکباب سیخی

تکه‌های گوشت کباب شده روی سیخ، معروف به کباب.

Chunks of meat grilled on a skewer, also known as kebab.

«ما در مهمانی باربکیو از کباب سیخی لذت بردیم.»

We enjoyed kabobs at the barbecue party.

«او برای شام کباب مرغ آماده کرد.»

She prepared chicken kabobs for dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kebabکباب

متداول. املای جایگزین و اصطلاح کلی‌تر.

Common. Alternative spelling and more general term.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000