در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکههای گوشت کباب شده روی سیخ، معروف به کباب.
Chunks of meat grilled on a skewer, also known as kebab.
«ما در مهمانی باربکیو از کباب سیخی لذت بردیم.»
“We enjoyed kabobs at the barbecue party.”
«او برای شام کباب مرغ آماده کرد.»
“She prepared chicken kabobs for dinner.”
متداول. املای جایگزین و اصطلاح کلیتر.
Common. Alternative spelling and more general term.