k

/keɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Ks

اسم — کِی (حرف)

کِی (حرف)

یازدهمین حرف الفبای انگلیسی.

The eleventh letter of the English alphabet.

«کلمه 'kite' با حرف K شروع می‌شود.»

The word 'kite' starts with K.

«حرف K در 'knife' صامت است.»

K is silent in 'knife'.

2noun (اسم)informalplural (جمع): Ks

اسم — هزار

هزار

مخفف 'هزار'، که اغلب به صورت غیررسمی یا در زمینه‌های پولی استفاده می‌شود.

An abbreviation for 'thousand', often used informally or in monetary contexts.

«بودجه پروژه ۱۰۰ هزار دلار است.»

The project budget is 100K dollars.

«او در شبکه‌های اجتماعی ۵۰ هزار دنبال‌کننده دارد.»

She has 50K followers on social media.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thousandهزار

روزمره/رسمی. کلمه کامل برای عدد. 'K' غیررسمی است و معمولاً برای اعداد بزرگ یا پول استفاده می‌شود. 'او پنجاه هزار دلار در سال درآمد دارد' صحیح است، 'او سالی پنجاه K درآمد دارد' غیررسمی اما قابل درک است.

Common/Formal. The full word for the number. 'K' is informal and typically for large numbers or money. 'He earns fifty thousand dollars a year' works, 'He earns fifty K a year' is informal but understandable.

grandهزار (عاميانه)

غیررسمی/عاميانه. یک اصطلاح غیررسمی دیگر برای هزار، تقریباً منحصراً برای پول. 'Grand' غیررسمی‌تر از 'K' است. 'آن ماشین ده grand قیمت داشت' درست است، 'آن ماشین ده K قیمت داشت' نیز درست است، اما 'grand' کمی قدیمی‌تر/بیشتر به عنوان عاميانه جا افتاده به نظر می‌رسد.

Informal/Slang. Another informal term for a thousand, almost exclusively for money. 'Grand' is more casual than 'K'. 'That car cost ten grand' works, 'That car cost ten K' also works, but 'grand' feels a bit older/more established as slang.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000