kart

/kɑːrt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): karts

اسم — کارت

کارتکارتینگ

یک وسیله نقلیه موتوری کوچک، روباز و چهارچرخ، که معمولاً برای مسابقه استفاده می‌شود.

A small, open, four-wheeled motor vehicle, typically used for racing.

«او با کارت مسابقه‌ای خود در پیست سرعت می‌گرفت.»

He sped around the track in his racing kart.

«کودکان اغلب از رانندگی با کارت‌های کوچک در شهربازی‌ها لذت می‌برند.»

Children often enjoy driving small karts at amusement parks.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): kartedpast participle (مفعولی): karted-ing (حال): karting3rd (سوم): karts

فعل — کارت سواری کردن

کارت سواری کردن

با کارت رانندگی کردن یا سوار شدن، به ویژه برای مسابقه یا تفریح.

To drive or ride in a kart, especially for racing or recreation.

«آنها بعدازظهر را در پیست محلی به کارت سواری گذراندند.»

They spent the afternoon karting at the local track.

«او در سنین بسیار کم کارت سواری را آموخت.»

He learned to kart at a very young age.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000