kayo

ka·yo/ˈkeɪˌoʊ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): kayoedpast participle (مفعولی): kayoed-ing (حال): kayoing3rd (سوم): kayos

فعل — نابود کردن

نابود کردنضربه فنی دادن

زنانیدن به حال بی‌هوشی، به‌ویژه در بوکس یا نبرد

To knock out, especially in boxing or fighting

«او حریفش را در راند سوم ناک‌اوت کرد.»

He kayoed his opponent in the third round.

«بوکسور رقیب را سریع ناک‌اوت کرد.»

The boxer kayoed the challenger quickly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000