keck
/kɛk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): keckedpast participle (مفعولی): kecked-ing (حال): kecking3rd (سوم): kecks
فعل — استفراغ کردن
استفراغ کردنحالت تهوع داشتن
دچار حالت تهوع شدن یا استفراغ کردن، عمدتاً در گویش بریتانیایی
To feel nauseous or to vomit, chiefly used in dialectal British English
«او احساس تهوع کرد و شروع به استفراغ نمود.»
“He felt sick and began to keck.”
«بعد از سواری مجبور به استفراغ شد.»
“She had to keck after the ride.”
تفاوت با واژههای مشابه
vomit— استفراغ کردن
متداول. به معنی بیرون ریختن محتویات معده است و در گویش بریتانیایی با keck قابل تعویض است.
Common. Means to eject stomach contents, interchangeable with keck in dialectal British English.