keyboard

key·board/ˈkiːbɔːrd/
keya button or lever for operating a machine or instrumentboarda flat, thin piece of wood or other hard material
1noun (اسم)commonplural (جمع): keyboards

اسم — صفحه کلید

صفحه کلید

صفحه‌ای از کلیدها که کامپیوتر یا ماشین تحریر را کنترل می‌کنند.

A panel of keys that operate a computer or typewriter.

«او مقاله خود را روی صفحه کلید کامپیوتر تایپ کرد.»

She typed her essay on the computer keyboard.

«صفحه کلید من دارای نور پس‌زمینه است.»

My keyboard has a backlight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
keypadصفحه شماره‌گیری

روزمره. نسخه‌ای کوچک‌تر از صفحه کلید، معمولاً با اعداد و چند کلید عملگر، که روی تلفن یا ماشین حساب یافت می‌شود. برای دستگاه ورودی کامل کامپیوتر با 'keyboard' قابل تعویض نیست. 'کد را روی صفحه شماره‌گیری وارد کنید' صحیح است، 'روی صفحه کلید تایپ کنید' صحیح است.

Everyday. A smaller version of a keyboard, typically with numbers and a few function keys, found on phones or calculators. Not interchangeable with 'keyboard' for a full computer input device. 'Enter the code on the keypad' works, 'Type on the keyboard' works.

2noun (اسم)commonplural (جمع): keyboards

اسم — ساز شستی‌دار

ساز شستی‌دارکیبورد

یک ساز موسیقی با ردیفی از کلیدها، مانند پیانو یا ارگ.

A musical instrument with a row of keys, such as a piano or organ.

«او در سنین پایین نواختن کیبورد را یاد گرفت.»

He learned to play the keyboard at a young age.

«گروه از کیبورد سینت سایزر برای صداهای الکترونیکی خود استفاده می‌کند.»

The band uses a synthesizer keyboard for its electronic sounds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pianoپیانو

روزمره. نوع خاصی از سازهای شستی‌دار. 'Keyboard' دسته گسترده‌تری است، در حالی که 'پیانو' یک ساز خاص در آن دسته است. می‌توانید بگویید 'من کیبورد می‌زنم' وقتی به هر ساز شستی‌داری اشاره می‌کنید، اما اگر به طور خاص پیانو باشد، می‌گویید 'من پیانو می‌زنم'.

Everyday. A specific type of keyboard instrument. 'Keyboard' is the broader category, while 'piano' is a specific instrument within that category. You can say 'I play the keyboard' when you mean any keyboard instrument, but if it's specifically a piano, you'd say 'I play the piano.'

3verb (فعل)commonpast (گذشته): keyboardedpast participle (مفعولی): keyboarded-ing (حال): keyboarding3rd (سوم): keyboards

فعل — تایپ کردن

تایپ کردن

وارد کردن (داده‌ها) با استفاده از صفحه کلید.

To enter (data) using a keyboard.

«او ساعت‌ها را به وارد کردن داده‌های خام با صفحه کلید گذراند.»

He spent hours keyboarding the raw data.

«این کار شامل وارد کردن جزئیات مشتری با صفحه کلید است.»

The task involves keyboarding customer details.

تفاوت با واژه‌های مشابه
typeتایپ کردن

روزمره. رایج‌ترین فعل برای وارد کردن متن با صفحه کلید. 'Keyboard' به عنوان فعل اغلب در زمینه‌های فنی یا رسمی‌تر استفاده می‌شود، در حالی که 'type' عمومی است. 'لطفاً رمز عبور خود را تایپ کنید' صحیح است، 'آیا می‌توانید اطلاعات را با کیبورد وارد سیستم کنید؟' صحیح است اما رسمی‌تر است.

Everyday. The most common verb for entering text with a keyboard. 'Keyboard' as a verb is often used in more technical or formal contexts, while 'type' is general. 'Please type your password' works, 'Could you keyboard the information into the system?' works but is more formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000