piano

pi·a·no/piˈænoʊ/
noun (اسم)commonplural (جمع): pianos

اسم — پیانو

پیانو

ابزار موسیقی کیبوردی بزرگ که سیم‌ها توسط چکش‌ها زده می‌شوند

A large keyboard musical instrument with strings struck by hammers

«او پیانو را به زیبایی می‌نوازد.»

She plays the piano beautifully.

«پیانو گوشه اتاق ایستاده بود.»

The piano stood in the corner of the room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000