در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک آلکالوئید سمی که برای درمان گلوکوم و به عنوان پادزهر برخی سموم استفاده میشود.
A poisonous alkaloid drug used to treat glaucoma and as an antidote to certain poisons.
«فیزواستیگمین برای درمان گلوکوم استفاده میشود.»
“Physostigmine is used to treat glaucoma.”
«پزشکان فیزواستیگمین را به عنوان پادزهر تجویز کردند.»
“Doctors administered physostigmine as an antidote.”