در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دانشمندی که به مطالعه عملکرد موجودات زنده و اجزای آنها میپردازد.
A scientist who studies the functions of living organisms and their parts.
«فیزیولوژیست بررسی کرد که چگونه ماهیچهها منقبض میشوند.»
“The physiologist examined how muscles contract.”
«او به عنوان فیزیولوژیست در یک آزمایشگاه تحقیقاتی کار میکند.»
“She works as a physiologist in a research lab.”