physiotherapy

phy·si·o·ther·a·py/ˌfɪzioʊˈθɛrəpi/
physio-physical / naturaltherapytreatment of physical or mental illness
noun (اسم)common

اسم — فیزیوتراپی

فیزیوتراپیدرمان فیزیکی

درمان بیماری، آسیب یا ناهنجاری با روش‌های فیزیکی مانند ماساژ، گرما درمانی و ورزش، به جای استفاده از داروها یا جراحی.

The treatment of disease, injury, or deformity by physical methods such as massage, heat treatment, and exercise, rather than by drugs or surgery.

«او برای آسیب دیدگی کمرش در حال فیزیوتراپی است.»

He's undergoing physiotherapy for his back injury.

«فیزیوتراپی می‌تواند به بازگرداندن تحرک پس از سکته مغزی کمک کند.»

Physiotherapy can help restore mobility after a stroke.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rehabilitationبازتوانی

رایج. در حالی که 'rehabilitation' یک اصطلاح گسترده‌تر برای بازگرداندن سلامتی یا زندگی عادی پس از آسیب/بیماری است، اغلب فیزیوتراپی را به عنوان یک جزء کلیدی شامل می‌شود. "او پس از حادثه در حال بازتوانی است" به طیف وسیعی از درمان‌ها، از جمله فیزیوتراپی اشاره دارد. مستقیماً برای خود درمان خاص قابل تعویض نیست.

Common. While 'rehabilitation' is a broader term for restoring health or normal life after injury/illness, it often includes physiotherapy as a key component. 'He's in rehabilitation after the accident' implies a range of treatments, including physiotherapy. Not directly interchangeable for the specific treatment itself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000