rehabilitation

re·ha·bil·i·ta·tion/rɪˌhæbɪlɪˈteɪʃən/
re-againhabilitateto make able-tionaction or process
noun (اسم)formal

اسم — توانبخشی

توانبخشیبازتوانی

فرآیند بازگرداندن سلامت یا زندگی عادی به کسی با استفاده از درمان یا آموزش.

The process of restoring someone to health or normal life through therapy or training.

«او پس از عمل جراحی در حال توانبخشی است.»

He is undergoing rehabilitation after surgery.

«توانبخشی به او کمک کرد دوباره راه برود.»

Rehabilitation helped her walk again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoveryبهبودی

رایج. اصطلاح کلی برای بازگشت به سلامت یا وضعیت عادی.

Common. A broad term for regaining health or normal state.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000