regulatory

reg·u·la·to·ry/ˈrɛɡjəˌleɪtɔːri/
regulateto control or manage-orypertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more regulatorysuperlative (عالی): most regulatory

صفت — قانون‌گذاری

قانون‌گذاریمقرراتی

مرتبط با قوانین یا دستوراتی که فرآیندها یا فعالیت‌ها را کنترل می‌کنند.

Related to rules or laws that control processes or activities.

«سازمان‌های قانون‌گذار استانداردهای ایمنی را اجرا می‌کنند.»

Regulatory agencies enforce safety standards.

«شرکت باید از الزامات قانونی پیروی کند.»

The company must comply with regulatory requirements.

تفاوت با واژه‌های مشابه
administrativeاداری

رسمی؛ مرتبط با مدیریت و کنترل، گاهی قابل تعویض.

Formal; related to management and control, sometimes interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000