regulator

reg·u·la·tor/ˈreɡ.jə.leɪ.tər/
regulateto control or manage-oragent suffix
noun (اسم)formalplural (جمع): regulators

اسم — ناظر

ناظرسازمان نظارتی

مسئول یا سازمانی که فعالیت یا حوزه‌ای را کنترل و نظارت می‌کند

An official or organization that controls or supervises a particular activity or area

«نهاد نظارتی مالی قوانین جدیدی اعمال کرد.»

The financial regulator imposed new rules.

«ناظران مطمئن می‌شوند شرکت‌ها قانون را رعایت می‌کنند.»

Regulators ensure companies follow the law.

تفاوت با واژه‌های مشابه
controllerکنترل‌کننده

رایج. فرد یا ابزاری که عملیات را مدیریت می‌کند.

Common. Person or device that manages or directs operations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000