regurgitating

re·gur·gi·tat·ing/rɪˈɡɜːrdʒɪteɪtɪŋ/
re-againgurgitto flood, flow-ateto do-ingpresent participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): regurgitatedpast participle (مفعولی): regurgitated-ing (حال): regurgitating3rd (سوم): regurgitates

فعل — استفراغ کردن

استفراغ کردنبرگرداندن غذا

برگرداندن مواد بلعیده شده به دهان (شکل حال استمراری).

Bringing swallowed food back up into the mouth (present participle).

«نوزاد شیر را برگردانده بود.»

The baby was regurgitating milk.

«پرندگان اغلب غذا را برگردانده و به جوجه‌هایشان می‌دهند.»

Birds often regurgitate food to feed their chicks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitingاستفراغ

متداول. اصطلاح کلی برای بازگشت غذا.

Common. General term for food coming back up.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000