در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ماده را از معده از طریق دهان بیرون ریختن.
To eject matter from the stomach through the mouth.
«بچه بیمار شروع به استفراغ کرد.»
“The sick child began to vomit.”
«او حالت تهوع داشت و فکر میکرد ممکن است بالا بیاورد.»
عامیانه/خیلی غیررسمی. بر ناخوشایندی یا ناگهانی بودن تأکید دارد، اغلب به شکلی زننده یا شوخیآمیز استفاده میشود. در موقعیتهای رسمی با احتیاط استفاده شود. 'او همه جا را بالا آورد' خیلی واضح و صریح است.
Slang/very informal. Emphasizes the unpleasantness or suddenness, often used in a crude or humorous way. Use with caution in formal settings. 'He puked all over the floor' is very graphic.
رسمی/فنی. اغلب در زمینههای زیستی (حیوانات، نوزادان) یا به معنای تکرار ایدهها بدون پردازش آنها استفاده میشود. کمتر از vomit برای استفراغ بزرگسالان رایج است. 'پرندگان غذا را برای جوجههایشان برمیگردانند'.
Formal/technical. Often used in biological contexts (animals, infants) or to mean repeating ideas without processing them. Less common for adults being sick than 'vomit'. 'Birds regurgitate food for their young'.
مادهای که هنگام استفراغ از معده خارج میشود.
The matter ejected from the stomach during vomiting.
«روی فرش استفراغ بود.»
“There was vomit on the carpet.”
«بوی استفراغ هوا را پر کرده بود.»
“The smell of vomit filled the air.”
عامیانه/خیلی غیررسمی. به ماده دفع شده اشاره دارد. بسیار زننده است. 'روی زمین استفراغ بود'.
Slang/very informal. Refers to the expelled matter itself. Very crude. 'There was puke on the floor'.