kick with the other foot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick with the oth·er foot/kɪk wɪð ði ˈʌðər fʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در موقعیت برعکس بودن

در موقعیت برعکس بودنطعم رفتار خود را چشیدن

در موقعیت برعکس قرار گرفتن، به‌ویژه وقتی همان رفتار ناخوشایند نصیب خود آدم می‌شود.

to be in the opposite situation, especially the one receiving unpleasant treatment

«حالا نوبت توست که منتظر بمانی و موقعیت برعکس را تجربه کنی.»

Now you have to wait; kick with the other foot.

«وقتی خودش نادیده گرفته شد، از این موقعیت برعکس خوشش نیامد.»

She disliked being ignored when she kicked with the other foot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000