kinking

kink·ing/ˈkɪŋkɪŋ/
kinktwist or curl-ingpresent participle / action
noun (اسم)common

اسم — پیچ‌خوردن

پیچ‌خوردنخم شدن

عمل ایجاد پیچ‌خوردگی یا خمیدگی در مواد مانند طناب یا سیم.

The act of causing or forming kinks (twists or sharp bends) in a material like rope or wire.

«خم شدن کابل باعث آسیب به هدایت آن شد.»

Kinking of the cable damaged its conductivity.

«هنگام استفاده از شلنگ باغچه از خم شدن آن جلوگیری کنید.»

Avoid kinking when handling garden hoses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000