kink

/kɪŋk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): kinks

اسم — پیچ خوردگی

پیچ خوردگیخمیدگیگره

پیچش یا خم شدگی در چیزی که معمولاً صاف است و باعث ایجاد مشکل می‌شود.

A twist or tight curl in something that is usually straight, causing a problem.

«در شیلنگ باغ پیچ خوردگی وجود داشت.»

There was a kink in the garden hose.

«طناب یک خمیدگی داشت که باید رفع می‌شد.»

The rope had a kink that needed fixing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
twistپیچش

رایج. اصطلاحی کلی برای خم یا پیچ؛ زمانی که به انحراف یا خمیدگی کوچک اشاره دارد قابل جایگزینی است.

Common. A general term for a bend or turn; interchangeable when referring to minor deformities or bends.

2noun (اسم)informalplural (جمع): kinks

اسم — علاقه جنسی خاص

علاقه جنسی خاصتمایل جنسی غیرمعمول

یک تمایل یا رفتار جنسی غیرمعمول.

An unusual sexual preference or behavior.

«آنها به‌صورت آزاد درباره تمایلات جنسی خود صحبت کردند.»

They talked about their kinks openly.

«هر کس علاقه جنسی خاص خودش را دارد.»

Everyone has their own kinks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fetishفِتیش

غیردرسی/رسمی. علاقه جنسی خاص؛ مرتبط ولی fetish معمولاً شدیدتر و خاص‌تر از kink است.

Informal/formal. Specific sexual interest; related but fetish is often more specific and intense than kink.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000