صفت — شاهانه (1)
دارای ویژگیهای شایسته یک پادشاه؛ نجیب و باشکوه.
Having qualities befitting a king; noble and majestic.
«او در مراسم رفتار شاهانهای داشت.»
“He behaved in a kingly manner at the ceremony.”
«ردای شاهانه از بهترین ابریشم ساخته شده بود.»
“The kingly robe was made of finest silk.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی؛ برای توصیف چیزی باوقار و سلطنتی به کار میرود—«kingly» و «regal» در توصیف ویژگیهای نجیب قابل تعویضاند.
Formal. Used to describe something dignified and royal—'kingly' and 'regal' can be interchangeable when describing noble qualities.
متداول؛ بر عظمت و شکوه تاکید دارد و گاهی بیشتر ظاهر را نشان میدهد تا جایگاه.
Common. Emphasizes grandeur and impressiveness. Sometimes more about appearance than status.
متضادها
صفت — شاهانه (2)
مناسب یا مشخصه یک پادشاه، معمولاً در عناوین یا توصیفات استفاده میشود.
Suitable for or characteristic of a king, often used in titles or descriptions.
«تاج شاهانه نماد قدرت بود.»
“The kingly crown symbolized authority.”
«او یک سخنرانی شاهانه به مردمش ارائه داد.»
“He gave a kingly speech to his people.”