fetish

fet·ish/ˈfɛtɪʃ/
noun (اسم)formalplural (جمع): fetishes

اسم — فرقه

فرقهآئین پرستش شیءفِتییش

شیئی که به آن باور دارند قدرت جادویی دارد یا عبادت می‌شود.

An object believed to have magical powers or is worshiped.

«قبیله به مجسمه‌های خاص اعتقاد پرستش داشت.»

The tribe had a fetish for certain statues.

«او فتییش‌هایی از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری می‌کند.»

She collects fetishes from different cultures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
talismanطلسم

رسمی/ادبی. بیشتر به شیء با قدرت جادویی اشاره دارد؛ گاهی مترادف fetish.

Formal/literary. Refers more specifically to an object with magical powers; sometimes synonymous with fetish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000