در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک شیء کوچک تزئینی، معمولاً با ارزش کم؛ چیز کوچکی برای زیبایی.
A small decorative object, usually of little value; a trinket.
«قفسه او پر بود از تزئینات کوچک از کشورهای مختلف.»
“Her shelf was full of knick-knacks from different countries.”
«او یک چیز تزئینی کوچک به عنوان یادگاری به من داد.»
“He gave me a knick-knack as a souvenir.”
رایج. وقتی به اشیای کوچک تزئینی یا جواهرات ارزان اشاره دارد، قابل جایگزینی با knick-knack است.
Common. Can be used interchangeably with 'knick-knack' when referring to small decorative items or cheap jewelry.
غیررسمی. به تزئینات ارزان و چشمگیر گفته میشود و میتواند جایگزین knick-knack در موارد مشابه باشد، مخصوصاً در تعطیلات.
Informal. Refers to cheap, showy decorations and can replace 'knick-knack' for similar objects, especially during holidays.
رسمی. برای اشیای تزئینی کوچک و کمیاب یا کلکسیونی استفاده میشود؛ کمتر برای اشیای روزمره به کار میرود.
Formal. Used for small unusual or collectible decorative objects; less common for everyday knick-knacks.