در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزار برشی یا سلاحی با تیغه تیز، که اغلب دارای دسته است.
A cutting tool or weapon with a sharp-edged blade, often with a handle.
«او از یک چاقوی تیز برای بریدن نان استفاده کرد.»
“He used a sharp knife to slice the bread.”
«با آن چاقو مواظب باش، خیلی تیز است.»
“Be careful with that knife, it's very sharp.”
رسمی/ادبی. نوعی چاقوی کوتاه که به عنوان سلاح استفاده میشود، اغلب با تیغه نوک تیز. A ceremonial dagger صحیح است. برای چاقوهای آشپزخانه استفاده نمیشود.
Formal/literary. A type of short knife used as a weapon, often with a pointed blade. 'A ceremonial dagger' works. Not used for kitchen knives.
متداول. اصطلاحی کلی تر برای هر ابزار برشی، که لزوماً چاقو نباشد (مانند باکس کاتر، کاغذ بر). زمانی که به طور خاص به فرم تیغه و دسته اشاره میکنید از knife استفاده کنید.
Common. A more general term for any tool that cuts, which might not necessarily be a knife (e.g., box cutter, paper cutter). Use 'knife' when specifically referring to the blade and handle form.
با چاقو بریدن یا ضربه زدن.
To cut or stab with a knife.
«او یاد گرفت چگونه ماهی را به درستی با چاقو برش دهد.»
“She learned how to knife fish properly.”
«او طناب ضخیم را با چاقو برید.»
“He knifed through the thick rope.”
متداول. به طور خاص به فرو کردن چاقو یا سلاح نوک تیز به چیزی یا کسی اشاره دارد. He stabbed the attacker. Knife فعل کلی تری برای استفاده از چاقو است که میتواند شامل خنجر زدن نیز باشد.
Common. Specifically refers to thrusting a knife or pointed weapon into something or someone. 'He stabbed the attacker'. 'Knife' is a more general verb for using a knife, which can include stabbing.
متداول. به بریدن چیزی به قطعات نازک و مسطح اشاره دارد. Slice the tomatoes. Knife عمل استفاده از ابزار است، slice نتیجه یا روش برش است.
Common. Refers to cutting something into thin, flat pieces. 'Slice the tomatoes'. 'Knife' is the act of using the tool, 'slice' is the result or method of cutting.