stab

/stæb/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): stabbedpast participle (مفعولی): stabbed-ing (حال): stabbing3rd (سوم): stabs

فعل — چاقو زدن

چاقو زدنفرو کردنخنجر زدن

با چاقو یا ابزار تیز دیگری به کسی یا چیزی فرو بردن.

To thrust a knife or other sharp implement into someone or something.

«او به دلیل تلاش برای چاقو زدن به کسی دستگیر شد.»

He was arrested for trying to stab someone.

«او به طور تصادفی انگشت خود را با سوزن فرو کرد.»

She accidentally stabbed her finger with the needle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pierceسوراخ کردن

روزمره. 'سوراخ کردن' به معنای ایجاد سوراخ در چیزی است، اغلب با یک شیء تیز. در حالی که 'چاقو زدن' سوراخ می‌کند، 'سوراخ کردن' می‌تواند کمتر تهاجمی یا عمدی باشد (مثلاً، 'یک ترکش پوست او را سوراخ کرد'). همیشه قابل جایگزینی نیست.

Common. 'Pierce' means to make a hole in something, often with a sharp object. While a 'stab' pierces, 'pierce' can be less aggressive or intentional (e.g., 'a splinter pierced his skin'). Not always interchangeable.

thrustفرو بردن

روزمره. به معنای هل دادن ناگهانی یا خشونت‌آمیز در جهتی مشخص است. 'فرو بردن' عمل را توصیف می‌کند، 'چاقو زدن' عمل را با یک شیء تیز و معمولاً به معنای آسیب رساندن است. 'او شمشیر را به جلو فرو برد' در مقابل 'او با شمشیر به او چاقو زد'.

Common. Means to push suddenly or violently in a specified direction. 'Thrust' describes the action, 'stab' describes the action with a sharp object and usually implies harm. 'He thrust the sword forward' vs. 'He stabbed him with a sword'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): stabs

اسم — ضربه چاقو

ضربه چاقوخنجرطعنه

عمل فرو بردن چاقو یا ابزار تیز دیگری به کسی یا چیزی.

An act of thrusting a knife or other sharp implement into someone or something.

«او یک ضربه چاقو به بازویش خورد.»

He received a stab in the arm.

«یک درد تیز و فرو رونده در پهلویش احساس شد.»

There was a sharp stab of pain in his side.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبرش

روزمره. 'برش' یک آسیب کلی از یک شیء تیز است، در حالی که 'چاقو' به طور خاص یک زخم سوراخ‌کننده از یک ضربه است. 'او روی بازویش برش داشت' در مقابل 'او دچار زخم چاقو شد'.

Common. A 'cut' is a general injury from a sharp object, while a 'stab' is specifically a puncture wound from a thrust. 'He got a cut on his arm' vs. 'He suffered a stab wound'.

woundزخم

روزمره. 'زخم' یک اصطلاح کلی برای آسیبی است که شامل شکستگی در پوست می‌شود. 'چاقو' نوعی از زخم است. 'او زخم‌های زیادی داشت' گسترده است، 'او زخم چاقو داشت' خاص است.

Common. A 'wound' is a general term for an injury involving a break in the skin. A 'stab' is a type of wound. 'He had many wounds' is broad, 'He had a stab wound' is specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000