thrust

/θrʌst/
verb (فعل)commonpast (گذشته): thrustpast participle (مفعولی): thrust-ing (حال): thrusting3rd (سوم): thrusts

فعل — هل دادن

هل دادنفشار دادن

چیزی را ناگهانی و با نیرو در جهتی خاص هل دادن.

To push something suddenly and forcefully in a specific direction.

«او در را به زور هل داد تا فرار کند.»

He thrust the door open to escape.

«شمشیر به سپر دشمن فشار داده شد.»

The sword was thrust into the enemy's shield.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pushهل دادن

رایج. کلی‌تر از thrust است که فشار ناگهانی یا قوی را می‌رساند.

Common. More general than 'thrust', which implies sudden or forceful pushing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000