knock someone's wind out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

knock some·one's wind out/nɑk ˈsʌmwʌnz wɪnd aʊt/
phrase (عبارت)common

عبارت — نفس کسی را بند آوردن

نفس کسی را بند آوردن

با ضربه به بدن، نفس کسی را موقتاً بند آوردن.

To make someone temporarily unable to breathe by hitting their body.

«آن افتادن نفسش را بند آورد.»

The fall knocked the wind out of him.

«تکل محکم نفسش را بند آورد.»

A hard tackle knocked her wind out.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000