landlocked

land·locked/ˈlænd.lɒkt/
landearth or territorylockedenclosed or confined
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more landlockedsuperlative (عالی): most landlocked

صفت — دردریا محصور

دردریا محصورقلمروی بدون ساحل

کشور یا منطقه‌ای که کاملاً توسط زمین احاطه شده و به دریا دسترسی ندارد.

A country or area entirely surrounded by land, without access to the sea.

«بولیوی کشوری بدون دسترسی به دریا در آمریکای جنوبی است.»

Bolivia is a landlocked country in South America.

«کشورهای بدون ساحل با چالش‌های خاص تجاری مواجهند.»

Landlocked nations face unique trade challenges.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000