last thing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/læst θɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — آخرین چیزی که می‌خواهم

آخرین چیزی که می‌خواهمبدترین چیز ممکن

چیزی که در آن موقعیت از همه کمتر می‌خواهیم یا بدترین انتخاب ممکن است.

The least wanted or most unsuitable thing in a situation.

«باران امروز آخرین چیزی است که لازم داریم.»

Rain is the last thing we need today.

«تأخیر آخرین چیزی بود که او می‌خواست.»

A delay was the last thing she wanted.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000