last minute

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

last min·ute/ˌlæst ˈmɪnɪt/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more last minutesuperlative (عالی): most last minute

صفت — لحظه آخری

لحظه آخریدقیقه نود

اتفاق افتادن یا انجام شدن در آخرین زمان ممکن؛ درست قبل از ضرب‌الاجل یا لحظه‌ای حیاتی.

Happening or done at the latest possible time; just before a deadline or a crucial moment.

«آنها در لحظه آخر تصمیم گرفتند به کنسرت بروند.»

They made a last-minute decision to go to the concert.

«تیم در لحظه آخر یک گل به ثمر رساند تا بازی را ببرد.»

The team scored a last-minute goal to win the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushعجله‌ای

رایج. 'Rush' به سرعت و فوریت اشاره دارد، اغلب به دلیل کمبود وقت، اما نه لزوماً در آخرین لحظه ممکن. 'A rush job' درست است. 'A last-minute decision' به طور خاص به انتهای کار اشاره دارد.

Common. 'Rush' implies speed and urgency, often due to lack of time, but not necessarily at the absolute final moment. 'A rush job' works. 'A last-minute decision' specifically means the very end.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): timeposition (جایگاه): end

قید — در آخرین لحظه

در آخرین لحظهدقیقه نود

در آخرین لحظه ممکن؛ درست قبل از ضرب‌الاجل.

At the latest possible moment; just before a deadline.

«او همیشه تکالیفش را تا لحظه آخر نگه می‌دارد.»

She always leaves her homework until the last minute.

«او در لحظه آخر تصمیم گرفت به سفر بپیوندد.»

He decided to join the trip last minute.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000