در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به منطقه شام (مدیترانه شرقی) یا مردم آن.
Relating to the Levant or its people.
«آشپزی شامی به طعمهای غنیاش معروف است.»
“Levantine cuisine is known for its rich flavors.”
«او تاریخ شام را در دانشگاه مطالعه کرد.»
“He studied Levantine history at the university.”
فرد بومی یا ساکن منطقه شام.
A native or inhabitant of the Levant.
«بسیاری از شامیها به کشورهای دیگر مهاجرت کردند.»
“Many Levantines migrated to other countries.”
«محله قدیمی خانه بسیاری از شامیها بود.»
“The old quarter was home to many Levantines.”