در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مجوز یا سند رسمی که اجازه انجام کاری یا داشتن چیزی را به صورت قانونی میدهد.
An official permission or document that allows someone to do or own something legally.
«او گواهینامه رانندگی گرفت.»
“He got a license to drive a car.”
«رستوران مجوز فروش الکل دارد.»
“The restaurant has a license to sell alcohol.”
رسمی/مرسوم. میتواند جایگزین license برای مجوزهای رسمی باشد مثل اجاره پارک یا گواهینامه رانندگی ولی همیشه در زمینههای حقوقی و کسبوکار قابل تعویض نیست.
Formal/common. Can replace 'license' when referring to official permissions, e.g. 'permit to park' or 'license to drive'. Not always interchangeable in business/legal contexts.
به طور رسمی اجازه دادن به کسی برای انجام یا استفاده از چیزی.
To officially give someone permission to do or use something.
«شهرداری هر سال به رانندگان تاکسی جدید مجوز میدهد.»
“The city licenses new taxi drivers every year.”
«آنها نرمافزار را به چند شرکت مجوز دادند.»
“They licensed the software to multiple companies.”
رسمی. در موارد اعطای مجوز رسمی جایگزین است مثل authorize operation ولی کاربرد غیررسمی ندارد.
Formal. Interchangeable when granting official permissions, e.g. 'authorize operation'. Not used informally.