licker

lick·er/ˈlɪkər/
lickto pass tongue over something-erone who does
noun (اسم)informalplural (جمع): lickers

اسم — لیسه

لیسهکسی که می‌لیسد

کسی یا موجودی که لیس می‌زند.

One who licks or an animal that licks.

«سگ لیسه است و با لیس زدن محبتش را نشان می‌دهد.»

The dog is a licker and shows affection by licking.

«او لیسه تمبر است و آن‌ها را با دقت جمع می‌کند.»

He's a licker of stamps and collects them carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000