در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مجموعهای از نامها، اقلام، کلمات یا اعداد که به صورت متوالی کنار هم قرار گرفتهاند.
A series of names, items, words, or numbers put together in a sequence.
«لطفاً فهرستی از تمام چیزهایی که نیاز دارید تهیه کنید.»
“Please make a list of everything you need.”
«من امروز یک لیست کارهای طولانی دارم.»
“I have a long to-do list today.”
رسمی/فنی. یک لیست جامع، اغلب با توضیحات، معمولاً برای اهداف تجاری یا مجموعهها. 'کاتالوگ کتابها' مناسب است، اما معمولاً 'کاتالوگ خواربار' درست نمیکنید.
Formal/technical. A comprehensive list, often with descriptions, usually for commercial purposes or collections. 'A catalog of books' works well, but you wouldn't typically make a 'catalog of groceries'.
روزمره. لیستی از اسامی، به ویژه برای حضور و غیاب یا عضویت. 'لیست کلاس' یا 'لیست حقوق' مناسب است، اما 'لیست خرید' نه.
Everyday. A list of names, especially for attendance or membership. 'A class roll' or 'payroll' works, but 'shopping roll' does not.
چیزی را فهرست کردن؛ به صورت فهرست درآوردن.
To make a list of; to enumerate.
«او تمام دلایل تصمیمش را فهرست کرد.»
“He listed all the reasons for his decision.”
«نرمافزار تمام فایلهای موجود را لیست میکند.»
“The software lists all available files.”
رسمی. ارائه لیستی از اقلام با جزئیات، اغلب برای حسابداری یا گزارشهای دقیق. 'هزینهها را مورد به مورد ذکر کردن' رایج است، 'فهرست کردن هزینهها' سادهتر است.
Formal. To present a list of items with details, often for accounting or detailed reporting. 'Itemize expenses' is common, 'list expenses' is simpler.
رسمی. نام بردن اقلام یکی پس از دیگری. رسمیتر از 'list' است، اغلب در متون دانشگاهی یا حقوقی استفاده میشود. 'شمردن دلایل' مناسب است، اما 'شمردن اقلام خرید من' بیش از حد رسمی است.
Formal. To name items one by one. More formal than 'list', often used in academic or legal contexts. 'To enumerate the reasons' works, but 'enumerate my shopping items' is too formal.