در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به لیتوانی، مردم آن یا زبان آن.
Of or relating to Lithuania, its people, or its language.
«او از تبار لیتوانیایی است.»
“She is of Lithuanian descent.”
«او به زبان لیتوانیایی سلیس صحبت میکند.»
“He speaks Lithuanian fluently.”
بومی یا ساکن لیتوانی.
A native or inhabitant of Lithuania.
«بسیاری از لیتوانیاییها در خارج از کشور زندگی میکنند.»
“Many Lithuanians live abroad.”
«او یک لیتوانیایی مهربان را در کنفرانس ملاقات کرد.»
“She met a friendly Lithuanian at the conference.”
زبان رسمی لیتوانی.
The official language of Lithuania.
«لیتوانیایی یک زبان باستانی بالتی است.»
“Lithuanian is an ancient Baltic language.”
«یادگیری زبان لیتوانیایی میتواند چالشبرانگیز باشد.»
“Learning Lithuanian can be challenging.”