اسم — زبالهریزی
عمل رها کردن زباله در مکانهای عمومی به جای سطل زباله.
The act of dropping trash or waste in a public place rather than putting it in a trash can.
«زبالهریزی در پارک به شدت ممنوع است.»
“Littering is strictly prohibited in the park.”
«او به دلیل زبالهریزی جریمه شد.»
“He was fined for littering.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اغلب به دور ریختن مقادیر بیشتری زباله، احتمالاً به صورت غیرقانونی، اشاره دارد و میتواند به چیزی فراتر از زبالههای معمولی اشاره کند. 'دفن غیرقانونی زباله یک معضل زیستمحیطی جدی است.' میتواند با 'littering' همپوشانی داشته باشد، اما معمولاً به عملی با حجم بیشتر اشاره دارد.
Common. Often implies discarding larger quantities of waste, potentially illegally, and can refer to more than just casual trash. 'Illegal dumping is a serious environmental issue.' Can overlap with 'littering' but usually denotes a more substantial act.
متضادها
فعل — زباله ریختن
شکل حال استمراری و اسم مصدر فعل 'to litter' به معنای پراکنده کردن چیزها به شکلی نامرتب.
The present participle and gerund form of 'to litter', meaning to scatter things in an untidy way.
«بچهها اسباببازیهایشان را همه جای اتاق پخش میکردند.»
“The children were littering their toys all over the room.”
«لباسهایت را روی زمین پخش نکن.»
“Don't go littering your clothes on the floor.”