lobs

/lɒbz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lobbedpast participle (مفعولی): lobbed-ing (حال): lobbing3rd (سوم): lobs

فعل — پرواز دادن در قوس

پرواز دادن در قوسبالا پرتاب کردن

اشیاء را به صورت قوسی بلند پرتاب یا ضربه زدن، معمولاً توپ در ورزش‌ها.

Throws or hits something in a high arc, typically a ball in sports.

«او توپ را به مهارت روی تور پرتاب کرد.»

He lobs the ball over the net skillfully.

«بازیکن توپ را برای دور زدن مدافع بلند پرتاب کرد.»

The player lobbed the ball to avoid the defender.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tossپرتاب کردن

روزمره. مشابه است اما همیشه به پرتاب قوسی بلند اشاره ندارد.

Everyday. Similar but may not always imply a high arc like 'lob'.

pitchفرو کردن توپ

اصطلاح ورزشی. وقتی توپ را پرتاب می‌کند، اما lob قوس بالاتر را می‌رساند.

Sports term. Overlaps when throwing a ball, but lob implies high arc.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000