verb (فعل)commonpast (گذشته): lobbedpast participle (مفعولی): lobbed-ing (حال): lobbing3rd (سوم): lobs
فعل — پرواز دادن در قوس
پرواز دادن در قوسبالا پرتاب کردن
اشیاء را به صورت قوسی بلند پرتاب یا ضربه زدن، معمولاً توپ در ورزشها.
Throws or hits something in a high arc, typically a ball in sports.
«او توپ را به مهارت روی تور پرتاب کرد.»
“He lobs the ball over the net skillfully.”
«بازیکن توپ را برای دور زدن مدافع بلند پرتاب کرد.»
“The player lobbed the ball to avoid the defender.”