loco

lo·co/ˈloʊkoʊ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): locoersuperlative (عالی): locoest

صفت — دیوانه

دیوانهاحمق

دیوانه یا جنون‌آمیز؛ معمولاً به صورت غیررسمی یا محاوره‌ای استفاده می‌شود.

Mad or crazy; often used informally or colloquially.

«بعد از شنیدن خبر او دیوانه شد.»

He's acting loco after hearing the news.

«این ایده به نظر من عجیب و دیوانه‌وار است.»

That idea sounds loco to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. مترادف رایج که در مکالمه معمولی استفاده می‌شود.

Informal. Common synonym used similarly in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000