lowball

low·ball/ˈloʊbɔːl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): lowballedpast participle (مفعولی): lowballed-ing (حال): lowballing3rd (سوم): lowballs

فعل — قیمت پایین دادن

قیمت پایین دادن

قیمت یا برآوردی عمدتاً پایین‌تر از حد واقعی دادن.

To offer a price or estimate that is deliberately too low.

«آنها سعی کردند برای ماشین قیمت پایین بدهند.»

They tried to lowball me on the car price.

«در مذاکرات قیمت‌های خیلی پایین پیشنهاد نده.»

Don’t lowball your bids in negotiations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000