lunching

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lunch·ing/ˈlʌntʃɪŋ/
luncha midday meal-ingpresent participle / gerund suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): lunchedpast participle (مفعولی): lunched-ing (حال): lunching3rd (سوم): lunches

فعل — ناهار خوردن

ناهار خوردن

عمل خوردن ناهار.

The act of eating lunch.

«آنها در یک کافه ناهار می‌خوردند.»

“They were lunching at a cafe.”

«ناهار خوردن با همکاران رایج است.»

“Lunching with colleagues is common.”

2noun (اسم)commonplural (جمع): lunchings

اسم — ناهار

ناهار

یک وعده غذایی نیمروزی، اغلب سبک.

A midday meal, often a light one.

«ما یک ناهار دلپذیر کنار دریاچه داشتیم.»

“We had a pleasant lunching by the lake.”

«او یک ناهار ساده برای مهمانانش آماده کرد.»

“She prepared a simple lunching for her guests.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000